کد خبر: 85818 | زمان مخابره: ۶:۵۳:۴۰ - یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۹ | بدون نظر | دفعات مشاهده : 74 views | |

۱۳۲ سال پیش در اصفهان چه می گذشت ؟

images

۱۳۲ سال پیش در اصفهان چه می گذشت ؟

از میان خاورشناسان و سیاحان غربی، ادوارد براون برجستگی و جایگاه خاصی دارد. او که علاقه بسیاری به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی داشت، درراه ثبت آثار ادبی و معرفی تاریخ و فرهنگ ایران به جهان نقش بسزایی داشت. براون یک‌بار به ایران سفر و از شمال غربی، پایتخت و مرکز و جنوب ایران دیدن کرد و حاصل بازدیدها و تجربیاتش را در سفرنامه‌ای به رشته تحریر درآورد. در مقاله حاضر ضمن معرفی مختصر ادوارد براون، بخشی از مشاهده‌های او در اصفهان را بازتاب می‌دهیم. ادوارد گرانویل براون در ۱۸۶۲ میلادی در جنوب انگلستان دیده به جهان گشود. اگرچه در رشته پزشکی تحصیل‌کرده بود، ولی اشتیاق و شور عجیبی به شناخت شرق و آموختن زبان‌های شرقی داشت. او نخست زبان ترکی عثمانی را فراگرفت و آنگاه متوجه فارسی و عربی شد. براون در ۱۸۸۸ میلادی به ایران سفری یک‌ساله داشت. در این مدت از آذربایجان گذشت و به تهران رفت و سپس از راه اصفهان به شیراز، یزد و کرمان سفر و در همه این مناطق مدتی توقف کرد. سفر یک‌ساله براون به ایران بااینکه کوتاه بود، موجب شناخت عمیق او از زبان فارسی، فرهنگ و آداب‌ورسوم ایرانی شد. براون در این مدت مانند ایرانیان لباس پوشید و کوشید مطابق آداب‌ورسوم ایرانی رفتار کند. او چنان دل‌بستگی‌ای به ایران و فرهنگ ایرانی پیداکرده بود که تا آخر عمر با موضوع‌های مرتبط با تاریخ و فرهنگ و سیاست روز ایران زیست و همواره با ایرانیان معاشرت داشت و هرکجا که از دستش برمی‌آمد از یاری ایرانیان کوتاهی نمی‌کرد؛ برای نمونه، در زمان جنبش مشروطه و استبداد صغیر، براون هر آنچه در توانش بود برای کمک به انقلاب ایران انجام داد.مهارت براون در زبان و ادب پارسی بدان پایه بود که خودش هم گاهی اشعاری به زبان ما می‌سرود؛ ازجمله، دو بیت زیر: «مست می‌گردد نیم‌شب، فرمود شیخ/ این اگرچه قول شیخ است، نیست جای اعتماد/ من می‌دانم که هر گه مست آن گردد کسی/سر ز مستی برندارد روز محشر بامداد.» براون تألیف‌های متعددی با موضوع‌های مرتبط با ایران دارد که از آن جمله، می‌توان از تاریخ ادبی ایران (در چهار جلد)، تاریخ مشروطه ایران، تاریخ طب اسلامی، تصحیح چند اثر کلاسیک مثل تذکره‌الشعرای دولتشاه سمرقندی، تصحیح لباب‌الالباب عوفی و چند ترجمه مانند ترجمه تاریخ گزیده حمدالله مستوفی و ترجمه چهارمقاله نظامی عروضی یاد کرد. همچنین او شرح سفر خود به ایران را هم در سفرنامه‌ای تحت عنوان «یک سال در میان ایرانیان» به رشته تحریر درآورده است. این سفرنامه دوبار به زبان فارسی ترجمه‌شده است: نخستین ترجمه آن از ذبیح‌الله منصوری و ترجمه دیگر از مانی صالحی علامه است. در این مقاله به بخش مرتبط با سفر ادوارد براون به اصفهان و مشاهده‌های او از این سفر پرداخته می‌شود.ادوارد براون در ۷ فوریه ۱۸۸۸ میلادی (برابر با ۱۸ بهمن ۱۲۶۶ خورشیدی) از تهران خارج شد و راه اصفهان را در پیش گرفت. براون برای این منظور چارواداری از اهالی گز به نام رحیم را به استخدام خود درآورده بود. براون با احتساب دو روز توقف در قم، در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) به کاشان می‌رسد. در بازدید از کاشان، مصنوعات برنجی و پارچه‌های ابریشمی کاشان نظر او را جلب می‌کند. در ۱۶ فوریه (۲۷ بهمن) او کاشان را هم ترک می‌کند و به راهش به‌سوی اصفهان ادامه می‌دهد. تفاوت زبان‌های محلی، کنجکاوی براون را تحریک می‌کند تا در قهرود و نطنز تحقیقی درباره این زبان‌ها انجام دهد و فهرستی از واژگان این گویش‌ها و تفاوتشان را با زبان دری زرتشتیان یزد که بعدا با آن‌ها مواجه شد، تهیه کند؛ همچنین او چندجمله‌ای از این گویش‌ها را در سفرنامه‌اش ضبط کرده و برداشت‌هایی هم از اختلاف این گویش‌ها با فارسی معیار داشته که در نوع خود جالب است. براون در توصیف مورچه‌خورت از وضع نابسامان کاروان‌سرای آنجا ابراز نارضایتی می‌کند. در امتداد مسیر از روستاهای سر راه کمی می‌گوید؛ برای نمونه، از خربزه معروف گرگاب یاد می‌کند، تا اینکه روز ۱۹ فوریه (۳۰ بهمن) به گز می‌رسد و شب را در کاروان‌سرای آنجا اقامت می‌کند و سرانجام در ۲۰ فوریه (یک اسفند) به اصفهان می‌رسد.منظره‌ای که براون از دورنمای اصفهان توصیف می‌کند، «گنبدها، مناره‌ها و کبوترخانه‌های بی‌شمار» این شهر است.براون و همراهانش برای رسیدن به شهر و عبور از دروازه از میان مزارع خشخاش در اطراف شهر گذشتند. در اصفهان به‌محض ورود به سراغ بازار این شهر می‌رود و با خشنودی گزارش می‌دهد که کالاهایی که در تهران یافت می‌شود، اینجا هم هست؛ به‌علاوه، بازار وسعت و شکوه بسیاری دارد. براون در مقایسه سیمای یک اصفهانی و یک تهرانی می‌گوید که اصفهانی‌ها مانند تهرانی‌ها پوست تیره‌ای ندارند و دارای استخوان‌بندی محکمی هستند. سپس به توصیف میدان نقش‌جهان و مساجدش و کاخ عالی‌قاپو که در آن زمان محل سکونت ظل‌السلطان، حاکم اصفهان، بوده و توصیف فلسفه قرارگیری این بناها بر پایه قدرت دنیوی و معنوی می‌پردازد. در توصیف چهارباغ چنین می‌گوید: «خیابانی است عریض و مستقیم و بـــه‌خـــوبـــی ســنــگ‌فـــرش‌شــــده و ساختمان‌های باشکوهی آن را احاطه کرده‌اند و چند ردیف چنارهای قطور در آن کاشته شده و چندین فـــواره قــشنـــگ در آن تــعـبیـــه‌ شده است… .»  و در ادامه از خرابکاری‌ها و کوشش قاجارها در نابودسازی این میراث شکوهمند صفوی ابراز اندوه می‌کند. از زاینده‌رود نیز سخن می‌گوید که جداکننده اصفهان از جلفا بوده و سه پل زیبای آن، یعنی حسن‌آباد، سی‌وسه‌پل و مارنان و منظره دل‌انگیزی که براثر پارچه‌های رنگارنگی که مردم در کنار رود پهن کرده بودند، خلق‌شده بود.براون در جلفا اقامت می‌کند. او جلفا را متشکل از چندین محله با کوچه‌های تنگ دارای نهرهای آب در میان توصیف می‌کند، به بازدید گورستان ارامنه در جلفا می‌پردازد و گزارش می‌دهد که بیشتر گورهای اروپائیان در اینجا متعلق به بازرگانان سوئیسی و آلمانی و مربوط به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم میلادی است. او در بازدید از کاخ چهلستون، با اندوه می‌گوید که تزیینات زیبای کاخ را با رنگ قرمز ناهنجاری پوشانده‌اند و درخت‌های باغ مجاور آن را پیوسته قطع می‌کنند. براون از کوه‌های تخت‌رستم و صفه بالا می‌رود. در قله صفه با مشاهده منظره شهر در آن زمان و ویرانه‌های حاشیه بیرونی شهر درمی‌یابد که وسعت اصفهان در گذشته بیشتر بوده و بعد به‌تدریج تحلیل رفته است. او همچنین منارجنبان را هم می‌بیند و از کنار آتشگاه رد می‌شود و افسوس می‌خورد که فرصت وارسی آنجا را ندارد. ادوارد براون در ادامه بازدیدش از اصفهان، پل خواجو را می‌بیند و در پای آن قلیانی هم می‌کشد. او این پل را حتی بهتر و زیباتر از سی‌وسه‌پل توصیف می‌کند. در ادامه، براون از کنار ساختمان‌های ویرانه‌ای که به دست قاجارها خراب ‌شده‌اند، هم گذر می‌کند و از تعدادی از آن‌ها مانند عمارت نمکدان و آینه‌خانه نام می‌برد و برای سرنوشت اندوه‌بار آثار هنری پیشینیان ابراز تأسف می‌کند.براون یک‌فصل کامل کتابش را به اصفهان و خاطراتش در این شهر اختصاص داده است. این فصل با ابیات زیر آغاز می‌شود: «صفاهان معنی لفظ جهان است/ جهان لفظ است و معنی اصفهان است.»



ارسال نظر


9 − = دو


آخرین خبرها