کد خبر: 72510 | زمان مخابره: ۶:۲۱:۴۸ - چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶ | بدون نظر | دفعات مشاهده : 110 views | |

سیر مراحل تاریخی هیأت شاطرها در شهر میمه ( ۳ )

download

سیر مراحل تاریخی هیأت شاطرها در شهر میمه : (بخش سوم)
آنچه که مراسم و آئین (میراث ناملموس ۴۰۰ ساله) شاطرها در شهر میمه را متمایز کرده و به عنوان یک ارزش شاخص معرفی کرده است، علم‌های رنگارنگ بنام (تفنگ) و حرکات دیدنی و جذاب شاطرهاست که مشابه آن در هیچ نقطه‌ای از کشور دیده نمی‌شود. به نحوی که می‌توان ادعا کرد هیأت شاطرها به طور خاص منسوب به شهر میمه است.(۱) یک هیأت با یک مراسم قدیمی و بجای مانده از ایران باستان که جز در شهر میمه اصفهان، در هیچ نقطه‌ای از ایران مانند آن را نمی‌توان دید. این میراث معنوی، دارای شکوه و عظمت خاصی است که حداقل ۴۰۰ سال پیش در این شهر شکل و قوام گرفته است. در حال حاضر پرشورترین بخش مراسم ظهر عاشورا (برخاسته از فرهنگ بومی مردم میمه) عزاداری هیأت شاطرها است
و اما نکاتی هر چند کوتاه در مورد هیات شاطر ها از زبان سر شاطر هیأت شاطرهای شهر میمه، آقای حاج عباسعلی گنجی، آقای گنجی این منصب و مسئولیت را از آبا و اجداد خود به ارث برده و چندین دهه است که وی با عشق و علاقه‌ای خاص از انحلال این هیأت جلوگیری و با ایمانی قلبی و عشقی وصف ناپذیر در راستای اعتلا و حفظ وحراست از آداب ورسوم سنتی این هیأت تلاش می‌کنند. : شاطر یعنی مردی چست و چالاک ، زیرک باهوش که با لباس مخصوص پیشاپیس شاهان و امیران حرکت میکرد و یا نامه و محموله های قیمتی را بسرعت به مقصد میرسانددر زمان قاجاریه رئیس شاطران را شاطر باشی و محل اجتماع شاطران را شاطرخانه میگفتنددر زمانهای قدیم که وسائل ارتباط جمعی وجود نداشت کار اطلاع رسانی و ارسال مراسلات و پیک ها را در حکومت ها شاطر انجام می داد و هر ممکلتی در سپاه خود هنگی بنام هنگ شاطرها داشت و کاروان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نیز شاطر داشت و اولین افرادیکه خبر شهادت حضرت امام حسین (ع)را در سراسر منطقه و ممالک اطلاع دادند شاطرها بودند و شعار آنها این بود ماشاطر حسینیم مردم سوال میکردند پس کجاست آقای ما شاطر میگفت در کربلا شهیدشد .
شاطر همیشه با پای پیاده بدون پاپوش طی طریق مینمود و همیشه سلاح خود را اعم از شمشیر و تفنگ و محموله اش را استتار میکرد و هیچکس نمی دانست که شاطر در حال ماموریت است یا از ماموریت برمیگردد و چون فردی قوی و تنومند بود هیچ وقت مورد حمله افراد دیگر قرار نمی گرفت و همیشه پابرهنه در کوه و کمر رفت وآمد میکرد و مسیری را که یک سوارکار با اسب طی یک هفته می پیمود شاطر ظرف مدت سه روز طی میکرد روایت است پادشاه یهود سلیمان ۴ که تعلق خاطر نسبت به ملکه سبا داشت و نهایتاً با او ازدواج کرد دریمانی گران قیمتی را بوسیله شاطر برای ملکه سبا می فرستد بعد ازمدت طولانی که باهم ملاقات کردند از ملکه می پرسید از در یمانی که هدیه فرستاده بودم خوشت آمد ملکه از رسیدن در یمانی اظهار بی اطلاعی می کند و این مسئله پادشاه یهود را شگفت زده می کند چون حامل در شاطر بوده در مراجعت به موطن خود رئیس هنگ شاطرها را احضار و دستور پیگیری در یمانی گمشده را صادر میکند شاطرباشی هم دو نفر شاطر را برای پیگیری اعزام میکند معلوم میشود دو منزل مانده به محل سکونت ملکه سبا شاطر فوت کرده دستور نبش قبر شاطر فوت کرده را میدهند و پس از نبش قبر از دهان اسکلت شاطر متوفی در یمانی را پیدا میکنند این روایت حکایت از ایمان راسخ ومحکم شاطر دارد. شاطر میدانسته که به سراغش میایند برای همین قبل از مرگ در یمانی ارزشمند رادر دهانش مخفی می کند. در روز عاشورا هیئت شاطر ها با کتل های کوچکتر از علم که با پارچه های رنگارنگ پوشیده شده و نمادی از سلاح استتار شده شاطرهای قدیم است در عزای سرور آزادگان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) شرکت میکنند . به علم شاطر های شهر میمه تفنگ میگویند
عباسعلی گجی یکی از اعضاء هیئت شاطریها میمه

(۱)درروستایی در سمنان پنج علم باتغییرات اندکی با علم های هیات شاطرهای شهر میمه در روز عاشورا دیده می شود انتهای تیرک این علم ها یک تیغه فلزی یک متری نصب شده که سه دستمال مثلثی سیاه رنگ به آن آویزان است در روستای ابیانه نیز دوعلم بنام (شده) دارند که بسیار شبیه تفنگ هیات شاطرهای شهر میمه است با این تفاوت که در انتهای تیرک آنها ورقه فلزی شمشیر مانندی وصل شده است



ارسال نظر


+ نُه = 15


آخرین خبرها