کتاب شهدای وزوان – زندگی و وصیت نامه ی شهید عباسعلی غربالی

2014-08-06
388 بازدید

  منبع : کتاب افلاکیان ، تالیف مهدی روستا   در دومین روز بهار 1342 فرزندی پاک در خانواده ی مؤمن و متدیّن به دنیا آمد.عباسعلی دوران کودکی خود را به آموزش و کسب معارف دینی گذارند. در سال 1349 وارد مقاطع تحصیلی شد. دوران دبستان را در مدرسه ی هدایت سابق و دوران راهنمایی […]

شهید1

  منبع : کتاب افلاکیان ، تالیف مهدی روستا

  در دومین روز بهار 1342 فرزندی پاک در خانواده ی مؤمن و متدیّن به دنیا آمد.عباسعلی دوران کودکی خود را به آموزش و کسب معارف دینی گذارند. در سال 1349 وارد مقاطع تحصیلی شد. دوران دبستان را در مدرسه ی هدایت سابق و دوران راهنمایی را در مدرسه ی کوروش کبیر سابق سپری نمود و وارد دوران دبیرستان شد و در رشته ی خدمات در سال 1360 موفق به اخذ دیپلم گردید. در دوران انقلاب از جوانان فعال و پرشور بود که با شناخت راه و هدف، تمامی وقت و انرژی خویش را برای رسیدن به این مهم خرج می نمود. در سخنرانی ها و راهپیمایی های علیه رژیم ملعون شاه حضوری پیوسته داشت. پس از پیروزی انقلاب چون شوق شرکت در جبهه های نبرد در وجودش موج می زد و امکان اعزام وی به منطقه به صورت یک رزمنده نیز وجود نداشت ناچار از طریق جهاد سازندگی استان اصفهان به طور داوطلبانه راهی جبهه گردید. پس از مدتی در مهر ماه سال 1361 مشمول خدمت مقدس سربازی شد. او در پادگان 21 حمزه سیّدالشهدا تهران    دوره ی آموزشی را گذراند و مجدداً به جبهه بازگشت. چند وقتی را در قسمت مخابرات سپری نمود تا اینکه جهت دوره آموزشی ضد هوایی به اصفهان منتقل شد. به مدت یک ماه آنچه را لازم بود فرا گرفت و به جبهه ی مهران بازگشت. مردانه و دلیرانه می جنگید. در عملیّات های کربلای 4 و 5 و همچنین عملیّات فتح بستان افتخار حضور یافت. همچنان شوق شهادت در راه خدا را در گنجینه ی دلش محفوظ داشت تا اینکه در آخرین دیداری که با خانواده اش داشت به طور مخفیانه از نزدیکی زمان شهادت با پدر بزرگوارش سخن گفته بود و پدر را آماده شنیدن این واقعه نموده بود. در نماز شب قبل از رفتنش، آنچنان غریبانه و مظلومانه اشک می ریخت و عاشقانه نجوا می نمود که برای پدرش و سایر افراد مسجّل شده بود که عباسعلی به زودی آسمانی خواهد شد. عباسعلی رفت و در عملیات والفجر 3 در تاریخ 17/5/1362 چون مولایش علی (ع) در هنگام صلاة بر اثر اصابت ترکش به سرش عاشقانه پر کشید، خنده زنان پر و بال از عالم فانی شست و رنگ خدایی گرفت. شهید عباسعلی غربالی جوانی خوشرو و بسیار زحمت کش بود و از فقر آن روزها در کنار تحصیل، کار و تلاش می نمود تا باری از دوش خانواده و به خصوص پدرش بردارد. با گذشت و صبور بود. همه ی این اخلاقیّات و منش ها را از قرآن فرا گرفته بود به تفسیر قرآن علاقه ی وافری داشت و عمل به آیات شریف را بر خواندن بدون تأمل پیشتاز می دانست. پیکر پاک و مطهّر شهید در 29/5/1362 در میان امّت شهید پرور شهر وزوان تشییع و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

روحش شادو راهش پر رهروباد.

قسمتی از وصیت نامه ی شهید عباسعلی غربالی 

 ای ملت ایران! ندای رهبر انقلاب را پاسخ گویید و امام عزیز را تنها نگذارید. تمام سعی خود را در راه دفاع از آیین خدا و سرزمین مقدس خود و آزاد سازی بیت المقدس بکنید. ای ملل جهان! از خواب بیدار شوید و این جهانخواران را از قدرت براندازید و آنان را از صفحه ی روزگار محو نمایید. خدا یار ستمدیدگان است. آنچه توانایی و دارایی دارید فدای اسلام کنید تا اسلام پایدار بماند. همیشه در راه خدا پوینده باشید. نشود که خدایی نکرده در فضای خفقان بمانید و زمینه را برای منافقان و کافران باز گذارید چه خوب است که یک فرد در راه خدا جهاد کند و در راه خدا جان دهد اسلام را تنها نگذارید. امیدوارم که خدا این راه را بر من قبول نماید و شما هم راه من را ادامه دهید و زمانی نگذارید که این دشمنان خون این شهیدان را از بین ببرند.

                                                                                         والسلام – عباسعلی غربالی