کد خبر: 1013 | زمان مخابره: ۱۲:۰۰:۰۰ - سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸ | بدون نظر | دفعات مشاهده : 2,666 views | |

اصغر شاطر پهلوانی لوطی منش

احمدرضا ایراندوست

 اصغر بنایی معروف به اصغر شاطر که پهلوان بود،باشگاه انبار گندم مال ایشان بود،هیچکس جرات ایشان را نداشت ،هیکل ورزشکاری مناسبی داشت،یک نیش و یا جای خراش چاقو توی تنش نبود،اما حریف همه بود،از دوستان گرمابه و گلستان طیب حاج رضایی بود،خیلی به همدیگر عزت می گذاشتند،اصغر شاطر ادم خداترسی بود،نماز اول وقتش برقرار بود،اصغر شاطر دسته زنجیر زنی بزرگی داشت .توی جنوب شهر ،هیئتی به بزرگی دسته اون نبود.وقتی اصغر شاطر مرحوم شد هیئت طیب بیشتر توی چشم اومد.زمانی که فقر و ناتوانی بر زندگی هر ایرانی سایه افکنده بود،در یک خانواده مذهبی و تحصیلکرده و اصیل تهرانی ،پسری به دنیا امد که نام او را اصغر گذاشتند.اصغر شاطر یکی از فرزندان شاطر رضا بود ،اصغر از پدرش این گونه یاد می کند :ما با صدای نماز و قران خوانی پدر از خواب بلند می شدیم .خانواده ما همه اهل تحصیل و در ان زمان پدرم دارای کتابخانه شخصی بود.پدرم یکی از معتمدین محلی بود و یکی از مریدان اقا شیخ جواد فومنی محسوب می شد و با دیگر علما و روحانیون ارتباط تنگاتنگی داشت.اصغر شاطر چون در خانواده مذهبی رشد کرده بود دارای اعتقادات مذهبی و ملی استواری بود.دوره جوانی اصغر شاطر با دوره سلطنت رضا شاه مصادف بود ،و باید به سربازی می رفت،اصغر شاطر زیر بار سربازی اجباری نرفت و چندین بار با افسران و درجه داران درگیر شد و با توجه به چالاکی و زرنگی خاص در نزاع و درگیری مامورین از او هراس داشتند.کشتی و ورزشهای باستانی علاقه خاص او بود و سرعت چرخیدن او در زورخانه مثال زدنی بود.فن ارنج اصغر شاطر در کشتی زبانزد بود و کمتر کشتی گیری از فن ارنج اصغر شاطر در اسایش بود.خانواده اصغر شاطر از نظر مالی کاملا تامین بوده و از اولین سری ماشینهایی که وارد ایران میشد استفاده می کردند.اصغر شاطر مغازه نانوایی ،کبابی و چهار باب قهوه خانه داشت.صاحب یک باشگاه ورزشی در انبار گندم بود به نام باشگاه شاه مردان !!! پاتوق اصغر شاطر لب خط و میدان شاه بود.با توجه به گرایشهای مذهبی و اگاهی سیاسی خاصی که داشت دست به انتشار روزنامه ای به نام پیکار زد ،که اخبار مهم را به مردم اطلاع دهد.اصغر شاطر به امام حسین و اهل بیت عشق می ورزید،بارها در دسته جات سینه زنی و زنجیر زنی با مامورین دولت درگیر شد.در ان زمانها عزاداری با امروزه تفاوتهایی داشت و در ماه محرم وصفر مراسم روضه خوانی برپا می گردید که رژیم از این مراسم هراس داشت و برپا کنندگان چنین مراسمی تحت پیگرد بودند.اصغر شاطر به خاطر این که مراسم روضه خوانی در کمال ارامش و بدون مزاحمت مامورین برگزار شود،از چند ادم بلند قد که به عنوان پرچم در کوچه می ایستادند استفاده می کرد و کوچه را اب پاشی می کردند تا مردم بفهمند که در ان مکان مراسم روضه برقرار است .اگر ماموران بو می بردند و می خواستند مراسم را بر هم بزنند ،اصغر شاطر وارد میدان می شد و با نزاع و درگیری ماموران را مشغول می کرد تا شرکت کنندگان در مراسم روضه متفرق شوند و کسی به دست مامورین دستگیر نگردد.این جاست که لوطی گری و جوانمردی رنگ تازه ای می گیرد،این جاست که این لوطی ها با دل و جان سعی می کنند یاد علمدار کربلا را تا قیامت زنده نگه دارند و خود را فدای ارزشهای واقعی مذهبی کنند.بارزترین خصلت اصغر شاطر یتیم نوازی بود که تا اخرین لحظات زندگی اش به خانواده های یتیم و بی سر پرست می رسید ،پس از مرگش معلوم شد سرپرستی بیش از بیست خانواده را بر عهده داشته است .پس از مرگ اصغر شاطر ،مادر و خواهرش به اتفاق حاج علی برادرش تمام اموال ایشان را به غیر از باشگاه و نانوایی اش فروخته و پول ان را به قم نزد ایت الله بروجردی میبرند .اصغر شاطر در زمان سلطنت رضا شاه 1299 الی 1333 هجری شمسی زندگی می کرده است.تا مطلب بعد خدا نگه دار همگی شما عزیزان باد.



ارسال نظر


− چهار = 4


آخرین خبرها